تبليغاتX
گاهی اقتصاد - تجربه کنفرانس مدیریت شریف
من در این کنفرانس مقاله ای تحت عنوان نظریه آشوب و کاربرد آن در مدیریت ارائه دادم که پایه بحث بیشتر ریاضی بود. کنفرانس در سالن اجلاس برگزار شد. من روز اول رو نرفتم. روز دوم 3 سخنران داشت. سخنران اول یک استاد ایرانی مقیم کانادا بود که بحث خوبی در مورد تاثیر سهامی شدن شرکت ها به شیوه کنونی بر پیشرفتهای آتی شرکت ها داشت. من چون با این موضوع آشنا بودم، خیلی از مطالبش استفاده کردم. سخنران دوم استاد دانشگاه تربیت مدرس بود. بیش از وقتش یک سری مطالب ساده و کلیشه ای در حد ترم یک لیسانس ارائه داد. مثلا نبود همکاری در سازمان های ما به ما ضربه می زند!!!! و الخ. یعنی هر قدر اولی عالی بود این مفتضح بود. سخنران سوم هم قالیباف بود که به نظرم مطلب خوبی ارائه داد هر چند خیلی زیاد سعی کرد از واژه ها و اصطلاحات دهن پر کن استفاده کنه. پنل های تخصصی شروع شد. من در پنل سوم ارائه داشتم. سالن نسبتا بزرگی بود و تعداد شرکت کننده هم زیاد بود. از شانس داور این پانل همان سخنران دوم بود و همراه با یکی از دانشجوهاش در همان پانل مقاله نیز داشت. ارائه من بعد از ارائه دانشجوی دکتر بود. کلی تعریف و تمجید بعمل آمد. از دست صحبت های صد من یک غازش به قدری اعصابم خورد بود که کلا تصمیم گرفتم روند ارائه رو تغییر بدم. مطالبم رو زود تموم کردم و در نتیجه گیری گفتم(البته نه به این صراحت) که یک عده حرف های ساده رو با استفاده از مدل و ریاضی و واژه های قلمبه سلمبه به عنوان علم به خورد ملت می دن. اصلا نتونستم خوب حرفم رو بگم. سوالها که شروع شد، فهمیدم چه کار بیهوده ای کردم. باید مثل بچه آدم مطلبم رو ارائه می دادم و تا می شد میپیچوندم. یکی از منتقدین هم حامد قدوسی بود که چند تایی سوال تخصصی پرسید که بعد از پنل با هم بیشتر صحبت کردیم.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 12:16 توسط سهیل محمودزاده |