تبليغاتX
گاهی اقتصاد - چهارچوب فکری منظم، اولین شرط یک اقتصاد دان
اول این پست بگم، من به فراخور مطالبم ممکن است از استادی انتقاد کنم یا تمجید کنم. چیزی که شاید خیلی روتین نباشه. امیدوارم کسی فکر نکنه حب و بغض شخصی در میان است.

ترم اول ورود به ارشد، درس خرد را با دکتر پژویان داشتم. هر چند ایشان حال و حوصله ی تدریس نداشت، و من خرد را اصلا خوب یاد نگرفتم، اما نوع تحلیل ها در موضوعات روز که ما پیش می کشیدیم برایم جالب بود. همیشه کوتاه و مختصر و در یک قالب منظم، و باعث شد از آن به بعد من به نوع تحلیل های اقتصادی حساس تر شوم. نمی دانم حکمتش چیست ولی معمولا اساتیدی که در آمریکا و کانادا و یا در آکسفورد و کمبریج و LSE درس خوانده اند ( از این 3 تای آخر فقط دکتر درخشان را می شناسم) ذهنشان بسیار منظم تر است. اصلا منظورم این نیست که تحلیلشان از بقیه درست تر است، بلکه در چهارچوب تحلیلی خودشان بسیار منظم اند.

به عنوان مثال، در رابطه با بنزین، در دانشکده مناظره ای بین دکتر پژویان و دکتر خوش چهره برگزار شد. دکتر پژویان در 15 دقیقه با ارائه یک سری اصول و موازین خاص خودش به این نتیجه رسید که قیمت بنزین باید افزایش پیدا کند. (اینکه این نتیجه درست بود یا نه در بررسی چهار چوب فکری در مرحله اول مهم نیست). اما دکتر خوش چهره با 25 دقیقه صحبت فقط آسمان و ریسمان را به هم بافت و درباره اهمیت انرژی در تولید و حمل و نقل صحبت کرد و در آخر فهمیدیم که ایشان موافق افزایش قیمت بنزین نیست. در این مناظره نظم فکری دکتر پژویان و عدم تفکر ساختارمند از سوی دکتر خوش چهره کاملا واضح بود. متاسفانه برخی از اساتید و اقتصاد دانان ایرانی نیز دارای همین مشکل اند. و اصلا نمی توان به تحلیلشان اطمینان داشت، چون بدون چهارچوب منظم در تحلیل به هر نتیجه دیگری هم می توانند دست بیابند.

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 13:3 توسط سهیل محمودزاده |